مغز انسان

مغز انسان

وظایف نیمکره راست و چپ مغز

نیمکره راست مسئول تفکرات خیالی و تصورات و هنر است که در خلق ، استنباء احساس و شوخ طبعی نقش دارد.

نیمکره چپ مغز مسئول فعالیت‌های منطقی و ظریف و موشکافانه است. خواندن، نوشتن، تجزیه و تحلیل و دانش و مهارت و مدیریت علوم برعهده این بخش از مغز می‌باشد.

ارتباط قوی بین این دو نیمکره دارای مزیت است. برای مثال نیمکره چپ مغز با پردازش‌های نیمکره راست ، بیان بهتری از احساس را ارائه خواهد داد.

ایستموس (isthmus) یا تنگراه، باریکه‌ای از بافت است که نیمکره چپ مغز را به نیمکره راست وصل می‌کند.



مزیت‌های مغز زنان بر مردان

ارتباط عاطفی: ایستموس، در زنان ضخیم‌تر از مردان است و همین ارتباط قوی‌تر بین دو نیمکره مغز می‌تواند دلیل موفقیت زنان در برقراری ارتباط عاطفی از طریق زبان باشد.



مهارت گفتاری: کورتکس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 بزرگ‌تر از قشر مخ مردان است. این بخش از مغز، مسئول عملکردهای اولیه‌ای مثل سخنرانی، حرکت و استنباط و احساس است. به طور کلی، زنان دارای دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز می‌باشند که این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود.



احساس درد: زنان نسبت به درد واکنش‌های عمیق‌تر و شدیدتری از خود بروز می‌دهند. بنابراین درد بیشتری در مقایسه با مردان احساس می‌کنند.



حافظه: زنان به طور متوسط 7/5 امتیاز در حافظه بالاتر هستند. زنان دارای دید محیطی بهتری می‌باشند که بـه آن‌ها کمک می‌کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیع‌تری را رمزگشایی کند. زنان با ارزش‌ترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می‌دهند.



تکمیل وظایف: زنان دارای گوش تیزتری می‌باشند و هنـگام صحبت کردن از واژه‌های بیشتری استفاده می‌کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف به طور مستقل، بهتر از مردان می‌باشند.



مرور اطلاعات: زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند.



عدم تقسیم کار بین دو نیمکره: هر دو نیمکره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشکلات کار می کنند و تقسیم کار بین آن‌ها صورت نگرفته است.



کپی برداری مسئولیت‌ها: اگر یکی از نیمکره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیت‌های نیمکره تخریب شده است و می‌تواند مسئولیت تمامی کارهای زندگی او را به عهده بگیرد.



تمرکز: زنان موضعی می‌اندیشند و بر روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می‌کنند.



پیروی از دیگران: زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند. ارزیابی آنان از خودشان در سطح پایین‌تری از مردان می‌باشد.



رضایتمندی در زندگی: زنان برای خانواده و فرزندان ارزش قائل می‌باشند.



تحمل درد: زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می‌کنند.
زنان بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می‌دهند. لذا مردان دو برابر زنان بیمار می‌شوند

خواهان شنونده: وقتی زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می‌گذارند، دنبال راه حل نمی‌گردند، بلکه آن‌ها نیاز دارند تا فردی به حرف‌هایشان گوش دهد.



مزیت‌های مغز مردان بر زنان

اندازه مغز: مغز مردان از نظر فیزیکی بزرگ‌تر است، زیرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است. میزان سلول‌های مغز مردان 4 درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان 100 گرم سنگین‌تر است.



علوم و دانش: بخش سفید مغز مسئول ارتباطات درونی مغز است. این بخش ، همه آنچه را که مغز فرا گرفته است، سازماندهی می‌کند. هر چه ارتباطات بخش سفید مغز بیشتر باشد، فرد باهوش تر است و توانایی سازماندهی، توجه به جزئیات، ارتباطات فضایی و حل مشکلات در او بیشتر خواهد بود. ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است.



ذخیره اطلاعات: مردان قادر می‌باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را به خاطر بسپارند.



عدم تغییر وضعیت: مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. هنگامی که خانمی با همسرش مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی است و ناگهان بخواهد از احساساتش صحبت کند، می‌بینند که همسرش حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت نمی‌تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت دهد.



تفکر کامل: مردان موقعیت‌ها و اوضاع را به طور کلی درک می‌کنند و تفکر کلی و جـامع دارند.



ریسک پذیر: مردان سازنده و خلاق می‌باشند. آن‌ها ریسک پذیـر بـوده و به دنبال تجربه‌های جدید می‌باشند.



اعتماد به نفس: مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند و بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.



رضایتمندی در زندگی: مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها ارزش قائل اند.



پنهان کردن احساسات: مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان هستند، اما مردان بهتر می‌توانند این حس را پنهان سازند.

برگرفته از بخش سلامت تبیان

آیا ارتباطی بین خلاقیت هنری و جنون وجود دارد؟

آیا ارتباطی بین خلاقیت هنری و جنون وجود دارد؟

از گذشته های دور تا امروزاین پرسش مطرح بوده است که آیا ارتباطی بین خلاقیت و جنون وجود دارد یانه؟ دلیل مطرح شدن این سوال این است که از سویی برخی از هنرمندان و دانشمندان پر نبوغ و برجسته رفتار های نا به هنجار و غیر عادی داشته اند و از سوی دیگر برخی از روان نژندان و بیماران روانی گاهگاه آثار بکر و نومایه و تحسین برانگیز را خلق کرده اند. و این باعث شده است تا وجود ارتباط بین روانپریشی و وخلاقیت هنر ی مورد سوال قرار گیرد.

در گذشته های دور برخی از فلاسفه نظر صریحی در تائید وجود چنین پیوندی داده اند. ارسطو خلاقیت را با صرع، مالیخولیا و افسردگی مرتبط می دانست و می گفت: نابغهء بزرگ بدون معجونی از جنون وجود ندارد. افلاطون گفته بود که خلاقیت، جنونی روحانی است و موهبتی از جانب خدایان.

ادامه دارد....

ادامه نوشته

'نوزادان کم وزن بیشتر در معرض خطر اوتیسم هستند'

'نوزادان کم وزن بیشتر در معرض خطر اوتیسم هستند'

مطالعه ای تازه در آمریکا حاکیست که نوزادانی که وزن آنها هنگام تولد کمتر از ۱.۸ کیلوگرم است با خطر بیشتر ابتلا به بیماری اوتیسم روبرو هستند.

محققان آمریکایی در نشریه "پیدیاتریکس" (طب اطفال) گزارش دادند که با مطالعه ۸۶۲ نفر در ایالت نیوجرسی از نوزادی تا ۲۱ سالگی به این نتیجه رسیده اند.

حدود پنج درصد از نوزادانی که وزن آنها کم بود مبتلا به اوتیسم شدند درحالی که این آمار برای کل جمعیت یک درصد بود.

اما کارشناسان می گویند که برای تایید این ارتباط و درک آن به مطالعات بیشتر نیاز است.

ارتباط میان وزن کم هنگام تولد و طیفی از مشکلات مغزی و کنترل بدن در مطالعات قبلی فاش شده بود.

اما محققان می گویند که این اولین مطالعه ای است که نشان می دهد این کودکان ممکن است در معرض خطر بزرگتر ابتلا به اختلالات اوتیستی باشند.

افراد مورد مطالعه در فاصله سپتامبر ۱۹۸۴ تا ژوئیه ۱۹۸۷ در سه بخش نیوجرسی به دنیا آمدند.

همه این نوزادان از نیم کیلوگرم تا دو کیلوگرم بودند.

۶۲۳ نفر از آنها در سن ۱۶ سالگی برای تعیین میزان خطر ابتلا به اوتیسم معاینه شدند. از ۱۱۷ نفری که نتایج معاینه در مورد آنها مثبت بود، ۷۰ نفر در سن ۲۱ سالگی بار دیگر مورد ارزیابی قرار گرفتند.

معلوم شد که ۱۱ نفر از این گروه اختلال طیفی اوتیستی دارند.

محققان براساس این نتایج محاسبه کردند که از ۶۲۳ کودک، ۳۱ نفر مبتلا به این اختلال هستند که معادل پنج درصد است.

دوروتی بیشاپ استاد روانشناسی عصبی در دانشگاه آکسفورد گفت: "این ارتباط واقعی به نظر می رسد، اما بیشتر نوزادان کم وزن اوتیسم ندارند، و بیشتر بچه های مبتلا به اوتیسم هنگام تولد وزنشان کم نبوده.


source: bbc.com

تحقیقی از"ريچارد وايزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير درباره شانس در زندگی

چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟

مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سايرين از آن محروم می‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

ادامه دارد...

ادامه نوشته

تاملی در مفهوم تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت یکی از اساسیترین فعالیتهایی است که در طی یک فرایند نسل اول می‌کوشد تا قدرت آگاهی نسل بعد از خود را در همهٔ زمینه‌ها پرورش داده و آنها را برای برخورد با مسائل گوناگون آماده سازد. تعلیم و تربیت به مثابهٔ جریانی است که باید در کنار آموزش دانش، قدرت تفکر را در فرد رشد دهد و تسلط او را بر محیط زندگی افزون کند. در آموزش و پرورش هم از علم صحبت می‌شود و هم از تفکر. هم پرورش عقلانیت مورد توجه است و هم از جنبه اجتماعی بودن انسان سخن به میان آمده است .


ادامه دارد...

ادامه نوشته

آموزش شهروندی , ضرورت جامعه امروزی

 

امروزه در كشورهاي بزرگ جهان بخش عظيمي از تحقيقات و منابع مصروف كشف اين حقيقت مي شود كه شهروند مطلوب بايد داراي چه خصوصياتي باشد و چگونه مي توان اين ويژگي ها را در اقشار مختلف جامعه توسعه داد. در مطالعه اي كه با مشاركت بيش از بيست كشور جهان تحت عنوان «مطالعات شهروندي» انجام گرفته است. اهميت تخصيص موارد فوق آشكار مي شود.و اين در حالي است كه متأسفانه اكنون توجه چنداني به آموزش بنيادين شهروند خوب نمي شود . در اين راستا ابتدا بايد به تعريفي در باب شهروندي و ملاك هاي شهروند خوب بودن پرداخت. شهروندي مفهومي چندبعدي و داراي معاني مختلف است كه اين اختلاف از تفاوت فلسفه هاي حاكم بر هر جامعه و ارزش هاي آن نشأت مي گيرد. اما فاكتوري كه بيشتر مورد توجه جامعه شناسان است انطباق تعريف شهر با شهروند است. نتايج مطالعات نشان داده كه مفهوم شهروندي حداقل شامل چهار عنصر اصلي «هويت ملي، تعلقات اجتماعي و فرهنگي و فرامليتي، نظام اثربخش حقوقي و مشاركت مدني و سياسي است.» اين مفاهيم داراي ارتباط دروني و تعامل با يكديگرند و در حقيقت چهار انعكاس يك واقعيت هستند، يعني مفهوم شهروندي.

 

براي شهروندي الگوهاي مختلفي مطرح شده كه بارزترين آنها توسط كستلز 1997 عنوان شده است. كه در اين بين به تعريف الگوي «كثرت گرا» مي پردازيم. در اين الگو افراد داراي حقوق برابر هستند و تمام شهروندان به حوزه هاي اجتماعي و منابع دسترسي دارند. بدون اينكه انتظار ترك تعلقات و احساسات متفاوت افراد مطرح باشد. بنابراين در اين الگو افراد با هر دين و مليتي به دليل احساس مشترك شهروندي در امور جامعه مشاركت فعال دارند.


با توجه به اينكه هر جامعه اي با عنايت به زمينه هاي فرهنگي و ارزشي خود به شهروندان خاص با خصوصيات ويژه اي نياز دارد و اين امر ضامن بقا و تداوم حيات اجتماعي و ميزان توسعه و پيشرفت كشور مي شود بايد برنامه ريزي آموزشي حساب شده اي را براي تمام اقشار جامعه به طور وسيع درنظر گرفت كه مي توان آن را از رسمي ترين نظام آموزشي كشور يعني آموزش و پرورش آغاز كرد. شواهد زيادي دال بر اين مطلب وجود دارد كه دانش آموزان و دانش جويان به مدر مکتب و دانشگاه مي روند بدون آنكه دانش و مهارت و ارزش هايي را بياموزند كه پايه و اساس مسئوليت پذيري در قبال جامعه و زيبنده يك شهروند خوب در آينده باشد. اگر آموزش را سرمايه گذاري براي آينده در نظر بگيريم. آموزش شهروندي سرمايه گذاري براي آينده مورد نظر كشور در تمامي ابعاد است. زماني مي توان از حقوق شهروندي صحبت كرد كه مفهوم آن را با تمام وجوه و مشخصات آن شناساند و بارور كرد. نمي توانيم از جوانان انتظار داشته باشيم تا بدون آمادگي قبلي ناگهان تبديل به شهروندي متعهد و مسئول شوند. كودكان بايد هم فكري، مشورت و شناخت قوانين لازم زندگي در محله و شهر را از زمان پيش دبستاني و كودكي همراه با آموزش هاي محيطي و ملموس با مشاركت كودكان ديگر فراگيرند. پاكيزگي شهر و محيط زندگي، احترام به حقوق ديگران، رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي و حق تقدم در تمامي امور شهروندي، آموزش بهداشت عمومي و دفع صحيح زباله و... از جمله عواملي هستند كه بايد از همان دوران كودكي با آموزش نهادينه شوند زيرا پس از رشد و بلوغ افراد عادات در آنها تقويت و تثبيت شده و تغيير آنها به تمايلات طبيعي ناممكن و دير است. چامبليس (1997) مي نويسد: در هر جامعه اي ارزش ها و طرز تلقي ها و بينش ها و مهارت ها به همراه الگوها و روش هاي مشاركت در زندگي جمعي يا مدني به شكل ويژه اي منتقل مي شود و فلسفه تأسيس نظام هاي تربيتي، پرورش چنين شهرونداني است.


روش هاي بسياري را در تدريس آموزش هاي مربوط به شهروندي مي توان در برنامه ريزي هاي درسي دانش آموزان و دانش جويان گنجاند. كشورهايي كه به اصول دموكراسي معتقدند بيشتر به آموزش حقوق و ارزش هاي دموكراتيك براي مقابله با آثار مخرب تنش هاي معاصر مثل اختلاف نژادي و فرهنگي مي پردازند. دسته ديگر به روش هاي آموزشي تربيت شهروندي نظير بحث آزاد كلاسي نظرسنجي از شاگردان در بخش هاي گوناگون برنامه درسي روش حل مسئله گروهي فرضيه سازي انديشمندانه و تفكر انتقادي توجه دارند. دسته ديگر به درگير شدن فعالانه شاگردان و مشاركت در صحنه اجتماعي و حتي سياسي در تربيت مدني و شهروندي حساسيت بيشتري نشان مي دهند.


صرف نظر از ديدگاه ها و نقطه نظرات متفاوتي كه در اين زمينه وجود دارد مي توان برنامه ها را به دو گروه تقسيم كرد:


1- آموزش مستقيم تربيت شهروندي: در قالب صنف هاي درس، سمينارها، كنفرانس ها با توجه به ماهيت برنامه هاي درسي طراحي و به مرحله اجرا درمي آيد.


2- آموزش ضمني تربيت شهروندي: از طريق رسانه ها و وسايل آموزشي مانند سي دي و... و اينترنت اجرا مي شود.به غير از برنامه هاي درسي رسمي در مکاتب، با توجه به مطالعات و پژوهش هاي انجام شده مي توان از عوامل ديگري مانند خانواده، دوستان و همكلاسي ها، مدرسين و كتب مذهبي، فعاليت هاي فوق برنامه به عنوان ديگر راهكارهاي تربيت شهروندي نام برد، كه البته نقش خانواده و مدرسه در اين بين برجسته تر است. براي مثال در هنگ كنگ براي تربيت شهروندي از اردوهاي دانش آموزي و در اندونزي از آموزش هاي نظامي استفاده مي كنند.اميد است كه با برنامه ريزي صحيح آموزشي در قالب برنامه درسي مکاتب و مراكز آموزشي و فراهم كردن جو آموزشي مناسب و آشنايي شهروندان به لزوم يادگيري اين اصول در راستاي جامعه اي بهتر و پيشرفته تر بتوان فرهنگ شهروندي را در جامعه مدني نوپاي افغانستان به جايگاه واقعي خود نزديك كرد.

یک زندگی متفاوت

یک زندگی متفاوت

نکاتی  برای داشتن یک زندگی متفاوت، شکوهمند و پرانرژی

************
1. Take a 10-30 minute walk every day and while you walk, smile. It is the ultimate anti-depressant.

1- روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

**********

2. Sit in silence for at least 10 minutes each day.

2- حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید.

**********

3. Buy a TiVo (DVR), tape your late night shows and get more sleep.

3- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

**********

4. When you wake up in the morning complete the following statement, "My purpose is to__________ _ today."

4- صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم....»

**********

5. Live with the 3 E's -- Energy, Enthusiasm, Empathy, and the 3 F's--

Faith, Family, Friends.

5- با سه Eزندگی کنید؛ Energy(انرژی)، Enthusiasm(شوق)، Empathy(فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه Fیعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده) و Friends(دوستان).

**********

6. Watch more G movies play more games with friends and read more books than you did in 2006.

6- امسال بیشتز از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

**********

7. Make time to practice meditation and prayer. They provide us with daily fuel for our busy lives.

7- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

**********

8. Spend more time with people over the age of 70 and under the age of six.

8- با افراد بالای 70 و زیر 6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.

**********

9. Dream more while you are awake.

9- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

**********

10. Eat more foods that grow on trees and plants and eat less foods that are manufactured in plants.

10- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

**********

11. Drink some green tea and plenty of water. Eat blueberries, seafood, broccoli, almonds & walnuts.

11- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و گردو و خشکبار مصرف کنید.

**********

12. Try to make at least three people smile each day..

12- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

**********

13. Clear your clutter from your house, your car, your desk, and let new energy into your life.

13- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

**********

14. Don't waste your precious energy on gossip, energy vampires, issues of the past, negative thoughts or things you cannot control. Instead, invest your energy in the positive present moment.

14- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

**********

15. Realize that life is a school and you are here to learn, pass all your tests. Problems are simply part of the curriculum that appear and fade away like algebra class but the lessons you learn will last a lifetime.

15- این را فهم کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

**********

16. Eat breakfast like a king, lunch like a prince and dinner like a college kid with a maxed out charge card.

16- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.

**********

17. Smile and laugh more. It will keep the energy vampires away.

17- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

**********

18. Life isn't fair, but it's still good..

18- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

**********

19. Life is too short to waste time hating anyone.

19- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

**********

20. Don't take yourself so seriously. No one else does.

20- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.

هوش

مقدمه:

استعداد را میزان نسبی پیشرفت فرد در یک فعالیت برآورد می‌کنیم. اگر برای کسب مهارت در یک فعالیت افراد مختلف در شرایط و موقعیت یکسانی قرار بگیرند متوجه خواهیم شد که افراد مختلف تفاوتهایی از لحاظ میزان کسب آن مهارت نشان می‌دهند. برخی افراد در یک زمینه یادگیری بهتر و کارایی زیادتری از خود نشان می‌دهند و پیشرفت آنها در آن زمینه سریعتر است، در حالی که افراد دیگر در زمینه‌های دیگری ممکن است از خود کارایی و مهارت و سرعت پیشرفت زیادتری نشان دهند. در واقع چنین تفاوتی به تفاوت آنها در استعدادهایشان مربوط می‌شود.

افراد علاوه بر تفاوتهایی که از لحاظ استعدادهایشان با یکدیگر دارند، مثلا یکی در زمینه فنی و دیگری در امور هنری استعداد دارند، از لحاظ هوشی نیز متفاوت از هم هستند. به عبارتی افراد از لحاظ بهره هوشی در طیفی گسترده شده‌اند که از عقب ماندگی ذهنی شدید تا نبوغ و غیر هوشی را شامل می‌شود. اما اکثریت افراد در حدود متوسط قرار می‌گیرند.

... ادامه دارد

ادامه نوشته

آشنایی با چهره های جهانی تعلیم و تربیت

آشنایی با چهره های جهانی تعلیم و تربیت

بسیاری از صاحبنظران بزرگ، در طول تاریخ تعلیم و تربیت، با ارائه نظرات و دیدگاه های ارزشمند خود، تعلیم و تربیت جهانی را تحت تاثیر قرار داده و منشا تحولات بزرگ در آن شده اند؛ از این رو آشنایی معلمان و مربیان ما با دیدگاه ها و نظرات آنان ضروری است. در این مقاله، زندگی نامه و عقاید و افکار ده تن از صاحبنظران بزرگ تعلیم و تربیت شامل کمینیوس، روسو، پستالوزی، هربارت، فروبل، ماکارنکو، دیویی، مونتسوری، پیاژه و بلوم به طور مختصر آمده است. اینان کسانی اند که افکارشان در شکل گیری تعلیم و تربیت جدید در نقاط مختلف جهان موثر بوده است


ادامه دارد...

ادامه نوشته

هنر یا تمرین تمرکز

تمرکز: توانایی هدایت کردن فکر

هنر یا تمرین تمرکز،مهم نیست که زیست شناسی می خوانید و یا منچ بازی می کنید،
فقط باید روی کاری که انجام می دهید متمرکز شده و از حواس پرتی جلوگیری کنید.

همه ما در مواقعی توانایی متمرکز شدن کامل را داریم، به مواقعی فکر کنید که مثلا در هنگام بازی که از آن لذت می بردید باخته اید و یا غرق یک فیلم، مسابقه یا موسیقی بوده اید. در آن هنگام به موضوع تمرکز کامل داشته اید و یا به اصطلاح غرق آن موضوع شده بودید.

اما در مواقع دیگر،

ادامه دارد...

ادامه نوشته

تعلیم و تربیت، بنیاد و اساس فرهنگ، آگاهی، رشد و توسعه اجتماعی یک ملت به شمار می رود، تعلیم و تربیت یگانه راه انتقال فرهنگ دانش و تجربیات نسلی به نسل دیگر است و آنچه بشر تا کنون قله های علم و دانش را فتح کرده و به مرحله فرامدرن امروز رسیده، نتیجه تلاش انسان در سایه دانش آموزی بوده است، در عصر جدید هر کشوری که از سیستم آموزشی فعال و سازمان یافته برخوردار بوده است، توانسته استعداد و خلاقیت فرزندان خود را کشف کند و آنان را در سایه آموزش پیشرفته در وادی بی انتهای علم و دانش یاری رسانده و از پیشتازان علم، دانش و تکنولوژی مدرن امروز به شمار آمده اند. همچنین کشورهایی در جهان سوم به سوی توسعه و پیشرفت گام برداشته که در قدم اول تغییر و تحول در نظام آموزشی خود ایجاد کرده و در سایه آموزش جدید و پیشرفته، بحران عقب ماندگی را پشت سر گذاشته است.

در افغانستان، پس از آنکه 25 سال جنگ را پشت سرگذاشت و سیستم آموزشی کشور به ویرانه ای تبدیل گردید. با استقرار نظام قانونمند در کشور شاهد رستاخیز عمومی برای دانش اندوزی، ارتقای سواد و آگاهی میان بسیاری از خانواده های افغانی در شهرها و روستاها هستیم.

این مسئله تحول بزرگی میان توده های مردم به شمار می رود، تحولی که روایت گر بیداری و حرکت توده وار به سوی جامعه مدنی و مدرن امروز است، تا از جمود فکری و عقب ماندگی بگریزند و خود را با قافله تمدن و تکنولوژی نوین امروز وصل کند. تقاضاهای مردم برای توسعه و گسترش مکتب در اقصا نقاط کشور و ناتوانی دولت در برابر این خواسته ها، چالش بزرگی را در نظام آموزشی کشور ایجاد کرد، نبود مکتب، کتابهای درسی، قرطاسیه، معلم و ... و تقاضاهای فرزندان واجب التعلیم افغانی برای شمول در مکتب پارادوکس ناموزون عرضه و تقاضا را ایجاد کرد، هر چند که این اصطلاح در بازارهای اقتصادی مصداق پیدا می کند، اما اگر روند عرضه و تقاضا در فرایندهای آموزشی بوجود آید، مصداق کمی از بازار اقتصادی ندارند، وقتی که دولت در عرضه خدمات آموزشی در برابر انبوه خواسته های دانش آموزان مواجه گردید، توازن عرضه و تقاضا به هم می خورد و وقتی توازن به هم خورد. چالش و نارسایی های آموزشی بروز می کند. وزارت معارف افغانستان با تمام طول و عرضی که دارد، طی چهارسال نتوانسته است پاسخ گوی درست نیازها و تقاضاهای متعلمان و معلمان باشد، در چنین وضعیتی دولت افغانستان و جامعه جهانی کمک دهنده به افغانستان، قبل از آنکه به فکر توسعه مکاتب و لیسه های همراه با کیفیت و متدهای جدید آموزشی و نظام آموزشی پیشرفته و مدرن باشد، به فکر پاسخ گویی به تقاضاهای توده ای افتادند و سعی کردند و با جذب تعداد زیادی متعلم و معلمین بی تجربه و بی سواد و ایجاد مکاتب در زیر خیمه ها و مساجد و ... از میزان تقاضاهای مردم بکاهد، اینکه تا چه میزان از نظر کیفیت پاسخ گوی نیازهای علمی متعلمین است و چنین مکاتبی تا چه میزان بهره وری دارد، فکری در این مورد نشده بود.

طبیعی است که دولت افغانستان و بویژه وزارت معارف، به جای آنکه به کیفیت آموزشی فکر کند، چاره ای نداشت که در قدم اول به تقاضاهای انبوه مردم و متعلمین واجب التعلیم بیاندیشند. بر این اساس میلیونها متعلم در سایه نظام آموزشی نه چندان خوب و سامان نیافته، راهی مکتب ها شدند، مکتب هایی که بسیاری آن از نبود معلمین با تجربه رنج می بردند، حتی در برخی از شهرها و روستاها کسانی که یک صنف بالاتر را خوانده بودند، به عنوان معلم صنوف پایین تر درس می دادند! مکاتبی که کتابهای درسی به قدر نیاز در میان آنان توزیع نمی گردید و یا کتابچه و قلم کافی نداشتند، تعداد زیادی از مکتب ها کنار درخت و زیر خیمه ها بر پا می گردید، بسیاری از مکاتب چنان پر بود که جایی برای نشستن پیدا نمی شد چه رسد به بازی و تفریح، مثلاً همین کابل لیسه عبدالرحیم شهید 23 هزار شاگرد دارد، طبیعی است که این آمار به اندازه ای سرسام آور است که اگر دیگر کشورها از آن باخبر شوند وحشت خواهند کرد، در صنوف درسی حدود 70 تا 100 شاگرد در یک صنف درس می خوانند، در چنین وضعیتی چگونه می توان انتظار کیفیت بالا و بهینه را از نظام آموزشی کشور داشت؟

اما اکنون که بیش از هشت سال از استقرار دموکراسی در کشور می گذرد، وزارت معارف هنوز چالش های کمیتی تعلیم و تربیت را حل نتوانسته و فرصت آن را نیافته است تا راهکارهایی برای کیفیت آموزش و مکاتب بدست آورد. در حالی که بهبود وضعیت مکاتب از نظر امکانات، بالابردن سطح نظام آموزشی و تامین رفاه معلمان، نیازها و ضرورت های اصلی تعلیم و تربیه در افغانستان به شمار می رود، نیازهایی که می تواند تحولی در نظام آموزشی کشور ایجاد کند، نیازهایی از این قبیل اند:

1-      توسعه مکاتب:

طی چهارسال مکاتب زیادی با همکاری کشورهای کمک دهنده اعمار یا ساخته شده است، اما به هیچ وجه پاسخ گوی صدها هزار متعلمین نیست که در زیر خیمه ها و یا زیر درختان درس می خوانند و یا صنوف 70 تا صد نفری را تشکیل می دهند. بر این اساس توسعه مکاتب در افغانستان هنوز در اولویت طرح های زیر بنایی در کشور قرار دارد و باید در این زمینه تلاش ها چند برابر گردد تا بتواند، متعلمین در مکان سالم و بدون تشویش به تحصیل شان ادامه دهند.

2-      تغییر و اصلاح کتابهای درسی:

در کشورهای پیشرفته و جهان سوم، کتابهای درسی متعلمین هر سال بر اساس میزان توسعه و پیشرفت و نیازهای زمانی هر کشوری تغییر می کند، متأسفانه در افغانستان پس از 25 سال جنگ، کتب درسی و شیوه های آموزش، از همان الگوهای قدیمی پیروی می کنند. هر چند که تغییرات اندکی در کتب های درسی بوجود آمده اما به هیچ وجه پاسخگوی نیازها و ضرورت های علمی و فنی زمان ما نیست. در وزارت معارف جمعی برای تدوین کتاب های درسی مشغول فعالیت اند اما تا کنون طرحی ارایه داده نتوانسته اند که نظام آموزشی کهنه افغانستان را متحول سازد.

3-      نبود معلم:

گسترش مکاتب در شهرها و روستاها، نیازمندی به معلم را بسیار بالا برد. با آنکه این ضرورت در سراسر افغانستان احساس می شود، دولت هیچ طرحی را برای تربیت معلمان در سایه توسعه دارالمعلمین ها و بالا بردن سهمیه محصلین در رشته معلمی در کانکور سراسری انجام نداده است. متأسفانه شأن و منزلت معلمین در کشور چنان پایین است که کسانی که از طریق کانکور وارد دارالمعلمین می شوند که پایین ترین رتبه قبولی را در کانکور آورده اند و حتی تعدادی به جای ادامه تحصیل در دارالمعلمین با درس وداع می گویند.

4-      توجه به رفاه حال معلمان:

با آنکه معلمی شغل مقدس پیامبران الهی است، اما در کشور ما بسیاری از متعلمین از انتخاب چنین شغلی گریزان است، دلیل آن روشن است، زیرا معلمین وقتی 5/2 هزار افغانی معاش دریافت می کنند، هیچ دانشجویی رغبت نمی کند که در آینده معلم شود. توجه به وضعیت رفاهی معلمین ضرورت اولیه رشد و پیشرفت در نظام آموزشی کشور به شمار می رود و وزارت معارف باید نیازمندی های معلمین را پاسخگو باشد.

آنچه گفته آمدیم چنین نتیجه می گیریم که نظام آموزشی کشور هنوز متحول نشده است و کارهای زیادی باید صورت گیرد تا اصلاح گردد و این چالش به زودی نیز قابل حل نیست. وزارت معارف در قدم اول نیاز به مدیریت خلاق و جامع نگر دارد تا با درک و شناخت نقیصه ها، راهکارهای جامع و قابل قبول را برای تحول در نظام آموزشی کشور ارایه نماید.

 

تعريف رابطه دختر و پسر

1. مراد از روابط دختر و پسر، رابطه‏اي است كه خود رابطه، هدف است و مقدمه چيز ديگري نيست. رابطه‏اي كه خود رابطه هدف نيست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسري كه نسبت خويشاوندي دارند و يا رابطه علمي، شغلي و اقتصادي بين دختر و پسر، اشكالي ندارد.

ادامه دارد....

ادامه نوشته

7 باور غلط درباره روانشناسان

روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.
در بين عامه مردم باورهاي غلطي شكل گرفته كه تعدادي از اين باورها ناشي از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادي از آنها ناشي از فقر دانش و ميزان همنوايي بالا در ميان مردم است كه البته اين باورهاي غلط در زمينه هاي گوناگون به چشم مي خورد و زمينه ساز بسياري از كج انديشي ها و تصميم هاي غلط در زندگي بسياري از ماست.
وقتي عامه مردم درباره همه چيز و خارج از حيطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بي اعتمادي فراهم مي شود.اين مقاله درباره تعدادي ازاين باورهاي غلط در ارتباط با روانشناسان توضيح مي دهد.
ادامه نوشته

زیبا ترین قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف
از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست؟ مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه
هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد. مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:?تو حتماً شوخي مي كني....
قلبت را با قلب من مقايسه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.؟ پيرمرد گفت:?درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي كنم. مي داني، هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام.
گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده ام. اما آنها چيزي از قلب خود به من
نداده اند. اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام.
اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارها عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند. پس حالا مي بيني كه زيبايي واقعي چيست؟؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به
پيرمرد تقديم كرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا كه عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود

تنبلي و اهمال كاري و راه هايي براي رفع آن

آيا شما اهل اهمال و دفع الوقت هستيد؟ اگر شما نيز مثل بسياري از آدم ها باشيد، پاسخ اين سؤال مثبت است. اما اين احتمال هست كه شما نخواهيد با اضطرابات حاصل از زندگي اهمال كارانه سر كنيد. ممكن است بيشتر كارها را در حالي كه ميل به انجامشان داريد به تعويق بيندازيد، و به دلايلي به طفره رفتن و تعلل ورزيدن ادامه دهيد. اين روال مسامحه كاري از جنبه هاي بسيار خسته كننده زندگي است. اگر شما به سختي گرفتار اين حالت باشيد كمتر روزي مي گذرد كه نگوييد «مي دانم بايد آن كار را سامان دهم، اما باشد براي بعد.» گناه اين نقطه ضعف را به سادگي نمي توان متوجه عوامل بيروني دانست. تعلل ورزيدن و ناراحتي هاي حاصله از آن تماماً به خود شما بستگي دارد.
چند نمونه از اهمال كاري و تنبلي متداول
بعضي زمينه هايي را كه در آن انتخاب «تعلل ورزي» بسيار سهل تر از انتخاب «عمل» است عبارتند از :

ادامه نوشته

نقش خانواده در تامین بهداشت روانی

بی شک خانواده در تامین بهداشت روانی و پیشگیری از آشفتگیهای رفتاری نقش عمده ای دارد.تامین محیط سالم خانوادگی نقش مهم و عمده ای در پیشگیری از بیماریها و اختلالات روانی و رفتاری داشته ودر این فرایند نه تنها پدر و مادر ،بلکه افراد دیگری نیز که در محیط خانواده با کودک سر و کار دارند در رشد و نمو روانی کودک موثر خواهند بود. روان شناسان و متخصصین بهداشت روانی بر این عقیده اند که محیط زندگی کودک،اشخاصی که در اطرافش هستند،طرز رفتار و کردار بزرگترها با کودک و یکدیگر،وضع اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و مذهبی هر یک به نوبه خود اثراتی در روحیه کودک به جای می گذارند. اگر کودک در خانواده ای که محیط متشنج و آشفته ای دارد و در تمام مدت افراد خانواده به یکدیگر پرخاش می کنند،زندگی کند، او نیز این حالات را خواه نا خواه کسب خواهد کرد. عدم علاقه و توجه نسبت به کودک،بی توجهی و بی اعتنایی بهاحتیاجات خاص او،عدم راهنمایی واقعی و صحیح،رفتار تحقیرآمیز،تمجید و تحسین بیش از حد،حمایت ومحبت بیش از حد، ظلم و تبعیض، بدقولی، سرزنش و ملامت و اعمالی نظیر آن عواملی هستند که وحشت ، احساس ناراحتی ، بی اعتمادی،تزلزل روحی، تشویش و اضطراب دائمی را تشدید می کنند. این عوامل هر یک به تنهایی می توانند یک حالت خشم و اضطراب دائمی و عمیق را در کودک به وجود آورند که پایه و اساس بسیاری از حالات و رفتار و تمایلات عصبی را تشکیل می دهند.

تاثير ساعات مختلف خواب شب در سلامتي بدن

داشتن عادات غذايي صحيح و توجه به زمان خوابيدن و استراحت براي حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذي را جذب و مواد زائد را دفع كند. براي سالم زيستن، بايد خواب راحت و آرامي داشته باشيم.


به موارد زير دقت كنيد تا اهميت خوابيدن براي شما روشن گردد:

ساعت 9 تا 11 شب: زماني است براي از بين بردن مواد سمي و غير ضروري كه اين عمليات توسط آنتي اكسيدانها انجام مي شود .در اين ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غير اين صورت اثر منفي بر روي سلامتي خودگذاشته ايد.

ساعت 11 تا 1 شب: عمليات از بين بردن مواد سمي در كبد ادامه دارد و شما بايد در خواب عميق باشيد.

ساعت 1 تا 3 نيمه شب: عمليات سم زدايي در كيسه صفرا ، در طي يك خواب عميق به طور مناسب انجام مي شود.

ساعت 3 تا 5صبح: عمليات از بين بردن مواد سمي در ريه اتفاق مي افتد. بعضي مواقع ديده شده كه افراد در اين زمان، سرفه شديد يا عطسه مي كنند.

ساعت 5 تا 7 صبح: اين عمليات در روده بزرگ صورت مي گيرد، لذا مي توانيد آن را دفع كنيد .

ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذي صورت مي گيرد، پس بهتر است صبحانه بخوريد. افرادي كه بيمارمي باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقيقه ميل كنند .

كساني كه مي خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترين ساعت صرف صبحانه براي آنها، ساعت 7 و 30 دقيقه مي باشد و كساني كه اصلا صبحانه نمي خورند، بهتر است عادت خود را تغيير دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند .

دير خوابيدن و دير بلند شدن از خواب، باعث مي شود مواد سمي از بدن دفع نشوند.

از نصفه هاي شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عمليات خون سازي را انجام مي دهد .

در ايام تعطيل، بسياري افراد تا دير وقت بيدار مي مانند و بعد از اتمام تعطيلات، با خستگي به سر كار مي روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمي شده است و نمي داند چه بايد انجام دهد .

پس هميشه، زود بخوابيد و خواب آرامي داشته باشيد

با عرض سلام خدمت شما دوستان و عزیزان.
فرارسیدن نوروز باستانی را خدمت شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و سلامتی برای شما و خانواده های محترم شما  باشد.

سال نو مبارکباد

به صحرا دیدن دریــــــا چه زیباست

                                         به شب مهتاب خوش سیما چه زیباست

شنیدم یوسف کنعان چنین گفت

                                        خدایـــا یوســـف زهــــرا چـه زیبــــاست

 

WE ARE COMING

 BACK SOON

 

دموکراسی وقتی موجب خوشبختی میشود که

 همه افراد یک جامعه دموکراتیک

 خردمند و مطلع باشند.


 

مقایسه افرا دکشور های جهان

فرانسوی ها به این دلیل از خود راضی هستند که تصور میکنند هم مردان و هم زنان را ، به تمام معنی ، محسور جسم و جان خویش میسازد. خود بینی انگلیسی ها ناشی از این اندیشه است که خود را اهل کشوری دارای بهترین نظم و قانون میداند. ایتالیایی ها به این جهت بخود می نازد که آتشی مزاج است و خود و دیگران را به آسانی از یاد میبرد . روس ها به وِیژه از ین نظر خود بین است که هیج نمداند و نمیخواهد بداند چون باور ندارد که شناخت تام حقیقت اشیا میسر باشد. اما رعونت آلمان ها از همه بدتر و لجوجانه تر و ناخوشایند تر است؛ زیرا میپندارند که حقیقت را دریافته است، در حالی که آنچه حقیقت مطلق میشمارد چیزی جز ساخته و پرداخته دماغ خود او نیست.

ثبات شی

ثبات شی

Object constancy

تعریف: ثبات شی به این معنا است که اندازه ، شکل ، رنگ، درخشندگی ، و ویژگی های  دیگر شی نسبتا مستقل از تنوعات تصویر شبکیه ای است و به همان صورتی که ادراک شده است باقی  میماند.

مثال: فرض کنید که به دو نفر که فاصله نه چندان زیادی با شما دارند نگاه میکنید. اولی حدود یک مترو نیم و دومی 8 متر با شما فاصله دارد. اندازه دو تصویری که روی بشکیه چشم شما می افتد با هم تفاوت بسیاری دارند. شخص اول تصویر بزرگی بر روی شبکیه چشم شما می اندازد و تصویر دومی کوچک است. با وجود این ، گر در مورد تفاوت های فردی ، هر دو شخص تقریبا یک انداره به نظر میرسند.

ارتباط ها:

ثبات شی از مختصه ها ی مهم ادراک است. اگر چنین گرایشی نمیبود دنیا عجیبی میدیدیم که در آن اشیا بر حسب نزدیکی یا دوری شان از ما بزرگ یا کوچک میشدند. برای مثال اگر سکه را از زاویه خاصی نگاه میکردیم به جای اینکه گرد باشد به نظر بیضی میرسید.

چگونه با وجود طیف گسترده   ای از محرک ها ی مختلف ثبات شی همچنان باقی میماند. بطور کلی تبیین این موضوع به دو دسته کلی تقسیم میشود اول اینکه، نظریه پردازان که بر یاد گیری تاکید میکنند این فر ضیه را مطرح میکنند که ما خود را با تنوع محرک های انطباق میدهیم به نحوی که ماهیت ادراک میکنیم.

هرمان لودویک فردیناند فن هلمهولتز فزیکدان و روانشناس بزرگ آلمانی میگوید که ما از ماهیت محرک ها استنباطی ناهشیار داریم . این استنباط ناهشیار که حدس است تعلیم یافته و بدون عمد آگاهانه ، بر اساس تجارب ما در دنیای واقعی صورت میگیرد.

دوم اینکه ،  نظریه پردازان که بر توانایی های ذاتی  تاکید میکنند این فرضیه را مطرح میکنند که توانایی های داده پردازی درونی اندام های حسی مغز و دستگاه عصبی سبب میشود که این ساختار ها مختصه ها ی تغیر ناپذیر محرک را از جریان اطلاعتی منتزع کنند ما آنچه را در محرک واقعا ثابت است ( جدا میکنیم) این نحوه استدلال که کلی را روانشناسان گشتالت ، به خصوص ولفگانگ کهلر مطرح کردند.

هر یک از این دو نوع تبیین طرفداران خود را دارد و هر دو  هم به ظاهر سودمندند.

تجربه اوج

تجربه اوج

Peak experience

تعریف:تجربه اوج نقطه در زندگی فرد است که فرد در آن هجوم احساس شعف ، و جد و هیجانات مثبتی از این قبیل را تجربه میکند.

مثال: پدر یا مادری طفل خود را هنگام برداشتن اولین قدمهایش  نظاره میکنند ناگهان این فکر با قدرتی هر چه تمامتر به ذهنش خطور میکند که نسل های بشر تشکیل زنجیری پیوسته را میدهند.وی باشدت با این کودک نوه های آتی و نسل های آینده احساس یکی بودن میکند. احساس و جدی شدید تمام وجودش را میگیرد این تجربه کوتاه است ولی معنای آن باقی میماند و هیچ گاه از خاطرش محو نمیشود.

ارتباط ها:

آبراهام مازلو مفهوم تجربه اوج را همرا با مفهوم کلی تر خود شکوفایی مطرح کرد بر اساس فرضیه مازلو افراد خود شگوفا نیستند بطور خود بخودی اوج خواهند داشت.

تجربه اوج همان اوج است و بس. مثل رسیدن به قله کوه . فرد مدت زمان زیادی برقله کوه نمیماند. به همین ترتیب ، تجربه اوج بنا به ماهیتش کوتاه است. مازلو معتقد نبود که انسان میتواند تا مدتی طولانی در حالت وجد یا شعف باقی بماند.

پاسخ

پاسخ

RESPONSE

تعریف:

پاسخ هر رفتاری است که یک محرک آنرا فرا خواند.

مثال: تلفن زنگ میزند و کسی آنرا بر میدارد، زنگ تلفن محرک است و برداشتن گوشی پاسخ به آن محرک قلمداد میشود.

ارتباط ها: مفهوم پاسخ در روانشناسی بسیار کلی و گاهی در ارتباط با هر رفتاری به کار میرود . اما به مفهوم دقیق کلمه ، رفتار فقط در صورتی پاسخ است که محرکی باعث بروز آن شده باشد. گاهی جواب  در گفتار عادی به جای پاسخ به کار می رود. پس به عبارت دیگر پاسخ جوابی به محرک. بعضی از رفتار های فراخوانده ارادی تلقی میشوند ، بهتر است خارج از رده پاسخ ها قرار دهیم و میتوان اینگونه رفتار ها را بر حسب ترجیح  شخصی یا چهار چوب نظری خود رفتار صادر شده ، داوطلبانه ، خود به خودی یا ارادی بنامیم.