ثبات شی
ثبات شی
Object constancy
تعریف: ثبات شی به این معنا است که اندازه ، شکل ، رنگ، درخشندگی ، و ویژگی های دیگر شی نسبتا مستقل از تنوعات تصویر شبکیه ای است و به همان صورتی که ادراک شده است باقی میماند.
مثال: فرض کنید که به دو نفر که فاصله نه چندان زیادی با شما دارند نگاه میکنید. اولی حدود یک مترو نیم و دومی 8 متر با شما فاصله دارد. اندازه دو تصویری که روی بشکیه چشم شما می افتد با هم تفاوت بسیاری دارند. شخص اول تصویر بزرگی بر روی شبکیه چشم شما می اندازد و تصویر دومی کوچک است. با وجود این ، گر در مورد تفاوت های فردی ، هر دو شخص تقریبا یک انداره به نظر میرسند.
ارتباط ها:
ثبات شی از مختصه ها ی مهم ادراک است. اگر چنین گرایشی نمیبود دنیا عجیبی میدیدیم که در آن اشیا بر حسب نزدیکی یا دوری شان از ما بزرگ یا کوچک میشدند. برای مثال اگر سکه را از زاویه خاصی نگاه میکردیم به جای اینکه گرد باشد به نظر بیضی میرسید.
چگونه با وجود طیف گسترده ای از محرک ها ی مختلف ثبات شی همچنان باقی میماند. بطور کلی تبیین این موضوع به دو دسته کلی تقسیم میشود اول اینکه، نظریه پردازان که بر یاد گیری تاکید میکنند این فر ضیه را مطرح میکنند که ما خود را با تنوع محرک های انطباق میدهیم به نحوی که ماهیت ادراک میکنیم.
هرمان لودویک فردیناند فن هلمهولتز فزیکدان و روانشناس بزرگ آلمانی میگوید که ما از ماهیت محرک ها استنباطی ناهشیار داریم . این استنباط ناهشیار که حدس است تعلیم یافته و بدون عمد آگاهانه ، بر اساس تجارب ما در دنیای واقعی صورت میگیرد.
دوم اینکه ، نظریه پردازان که بر توانایی های ذاتی تاکید میکنند این فرضیه را مطرح میکنند که توانایی های داده پردازی درونی اندام های حسی مغز و دستگاه عصبی سبب میشود که این ساختار ها مختصه ها ی تغیر ناپذیر محرک را از جریان اطلاعتی منتزع کنند ما آنچه را در محرک واقعا ثابت است ( جدا میکنیم) این نحوه استدلال که کلی را روانشناسان گشتالت ، به خصوص ولفگانگ کهلر مطرح کردند.
هر یک از این دو نوع تبیین طرفداران خود را دارد و هر دو هم به ظاهر سودمندند.
سلام بازدید کنندگان: